و اکنون این منم؟ نه
این وبگاه نه ادبی است ، نه بی ادبی!
این وبلاگ شخصی ست مرگ داشت بهم بوسه میزد
عاشقانه بود زندگی بهم چشمک زد خوشگل تر بود
منظورشون رو نفهمیدم بعدش مرگ مرده بود چه سخت نامیست آرامش
مثل قسطنطنیه تجربه هایم را بایگانی می کنم
دیگر دست می کشم و می شویم و بر می دارم از اندوختن شان خسته ام سردمه جیرجیرکِ بی صدا ، جیرجیرک مرده ست...
دیروز تفکرم این بود: "زنده باد آینده"
امروز چنینم: "مرگ بر دیروز" و عشق آنگاه زاده شد که ما مُردیم...
|